تبلیغات
Otaku stories - رمان بازی یا مرگ قسمت ( ゲームまたは死)ZERO 3
اوتاکو بودن چیزی غیرقابل تصورع

رمان بازی یا مرگ قسمت ( ゲームまたは死)ZERO 3

شنبه 21 بهمن 1396 08:34 ب.ظ

نویسنده: Hale G.A
موضوع: داستان بازی یا مرگ ?
ハート のデコメ絵文字  قسمت سوم

 かわいい のデコメ絵文字نام رمان:بازی یا مرگ(game or death)

かわいい のデコメ絵文字 به ژاپنی:ゲームまたは死

かわいい のデコメ絵文字ژانر:ترسناک،درام،عاشقانه،ماجراجویانه،رازآلود،کمدی

シンプル のデコメ絵文字عزیزان در صحنه باید بخاطر غیبت طولانیم معذرت بخوام چون هم نت ضعیف بود هم اینکع درس زیاد بود و مشکلات دیگع:/....2 قسمت میزارم امروز لطفا بخونین و نظر بدین و بعدش هم بیوگرافی.....بوس بوس برین ادامه بخونین این قسمتو....
ハート のデコメ絵文字可愛い のデコメ絵文字シンプル、かわいい のデコメ絵文字

عکس پروفایل

3-توقف

-هی تو...بلند شو اون یارو میگه باید بیایم پایین.

خوابم برده بود(بایدم می برد اونقدر تو ابین اتوبوسع خفه و بدبو بهم خوش گذشت و با دوستان و همراهانع عزیزم حرف زدم که پاک یادم رفت ساعت داره میگذره:/) دنیل بود.(همون پسری که افتادم رو پاش._.).چشمامو مالیدم و گفتم:«میام الان.»

هنزفری رو از گوشم درآوردم. باورم نمیشه تمام مدت روشن بود و داشت اهنگ پخش میکرد.سرم درد می کرد.200 تا اهنگ پخش کرده بود و بدتر از همه شارژمم تموم شده بود.

پام کمی خواب رفته بود.بعد از کمی حرکات کمر و نرمش از اتوبوس پایین اومدم.بعضی از بچه ها از یه دکه ی کوچولو خوراکی میخریدن و بعضیاشونم باهم حرف میزدن.

منم رفتم تا یه آب بخرم.

-یه آب لطفا

-بفرمایید....

-ممنون

-اممم ببخشید این اتوبوس کجا داره میره؟

-دهکده ی ونوس...پارک جنگلی ارنس دیلان.....چطور؟

-واقعا؟ولی راه اون دهکده اینجا نیست.این راه مستقیم میره به دره ردوود برانچ(redwood branch)

-ردوود برانچ؟؟چه اسم عجیبی...حتما اشتباهی شده من...

مدیر گرین بود که حررفمو قطع کرد و گفت:« هی کاپر خانم ماگارت دارن به بچه ها چایی و کیک میدن نمیخوای بری ؟

امیلی با سرعت اومد سمت من:«هی کارل،کلوچه پفکی میخوری؟ریون نصف مال خودشو بهم داد.

-نه ممنون به اندازه کافی کم هست به خودت نمیرسه:/دوستت بسی دست و دلبازه

امیلی خندید و گفت:

-از دستش ناراحت نباش اون همیشه این طوریه.راستش اون دوست داره با تو دوست بشه.

- صحیح:Iمیرم دستشویی سریع برمیگردم....

رفتم دستشویی تا یه دستی به سر و صورتم بزنم.دنیل جلوی دستشویی پسرا با موبایلش ور میرفت.سرمو انداختم پایین و رفتم دستشویی دخترونه.

شریل و تیلور داشتن حرف میزدن.یه طوری بهم نگاه کردن انگار اینجا سالن کنفرانس این دوتا صدراعظمه و من تمرکزشونو بهم زدم.-.

موهام حسابی شلخته شده بود.یه شونه از کیفم درآوردمو موهامو شونه کردم. کلاهمو درآوردمو موهامو دم اسبی بستم.

シンプル のデコメ絵文字شریل داشت حرف میزد:هی تی(تیلورو این طور صدا میزد)...میدونستی منو رابرت همکلاسیم؟

-نگو...خوش به حالت .دوس دختر داره؟ シンプル のデコメ絵文字

-ن فک نکنم.دوسش داری؟パンダ のデコメ絵文字

-معلومه.کی دوسش نداره._.خیلی خوشتیپه..パンダ のデコメ絵文字

چه بحث دلنشینیプーさんかわぃい★ のデコメ絵文字...بالاخره آدمی که کر نیس ناخواسته هم که باشه میشنوه.ظاهرا این رابرتی که میگن خیلی طرفدار داره.من فقط یبار دیدمش و اون برای مسابقات تنیس مدرسه بود.راکتمو بهش قرض دادم.پسر بظاهر مهربون و باحالیه ولی فک کنم خیلی از خود راضیع.Chu!! のデコメ絵文字اون،شریل،اسکارلت تو کلاسه A3.من وجاستین تو کلاس A2.بقیه هم یا کلاسای بالاتر یا مدرسه های دیگن.ما تو مدرسه گرین متود درس میخونیم(green method)

تیلور ادامه داد:

-دنیلم خوبه ها...(اره عالیه.از اون حرف نزنین که اهدافم برای ادامه ی زندگی جلوی چش و چالم محو شد.فک کن وسط یه جلسه کاری مهم بیوفتم رو مدیر=})

-نمیشناسمش همون پسره پشتی؟

-اره...ولی خیلی کم حرفه اصلا تو باغ نیس و... هی تو(مخاطبش من بودم:\) داری به حرفای ما گوش میدی؟چقد دیگع قراره با موهات ور بری؟パステル( 〃▽〃) のデコメ絵文字

-میبخشی خلوتتون رو بهم زدم و این اطلاعات محرمانه رو شنیدم.جایی بهتر از دستشویی عمومی پیدا نکردین؟パステル のデコメ絵文字

نگاه ها:  .___________.

از دستشویی اومدم بیرون...هوا بهتر شده بود و حالمم خوب بود.خوب حال اون دوتارم گرفتماینم یه پوئن مثبت.فک کنم بشه نیمه ی پر لیوانو دید.برگشتم پیش امیلی و باهم کیک و چایی خوردیم.در کل زمان مفیدی بود چون حسابی خسته شده بودم

 وقت برگشت بود.داشتم سوار اتوبوس میشدم ولی یادم افتاد تا از فروشنده ای که گفت مقصدمون اشتباهه یه سوالی بپرسم ولی اون رفته بود. مغازه باز بود ولی اثری از فروشنده نبود.عجیب بود:/


آپلود عکس


................

خیلی خب مینا...قسمت بعدم گذاشتم نظر هر قسمتم که باید 5 تا باشه تا بعدیو بزارم:)........
Rabbit 3 smiley 079




دیدگاه : نظرات
برچسب ها: داستان من ? رمان بازی یا مرگ ?
آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 اسفند 1396 11:50 ب.ظ



]

<

پشتیبانی