تبلیغات
Otaku stories - رمان بازی یا مرگ قسمت2 (ゲームまたは死)ZERO
اوتاکو بودن چیزی غیرقابل تصورع

رمان بازی یا مرگ قسمت2 (ゲームまたは死)ZERO

پنجشنبه 12 بهمن 1396 01:30 ب.ظ

نویسنده: Hale G.A
موضوع: داستان بازی یا مرگ ?
ハート のデコメ絵文字  قسمت دوم

 かわいい のデコメ絵文字نام رمان: مرگ یا زندگی(game or death)

かわいい のデコメ絵文字 به ژاپنی:ゲームまたは死

かわいい のデコメ絵文字ژانر:ترسناک،درام،عاشقانه،ماجراجویانه،رازآلود،کمدی

バレンタイン のデコメ絵文字(خیلی ممنون واسع نظرات قسمت قبل،این قسمت کمه....ولی چون با اسما آشنا میشین بیوگرافی شخصیت هارم میگذارم=).......پس حتما حتما اونم ببینین و بخونینグリンピース 見てね(^◇^)┛ 過去にも少し載せました 再度載せます ゴメンネ のデコメ絵文字)


عکس پروفایل 

2-آشنایی

همینکه در اتوبوس باز شد بوی تعفنش خالمو بهم زد.*عقق*حالت چهرم کلا بهم ریخت .راننده اندازه ی یه گوریل بزرگ بود و با چشمای ترسناک و گنده اش به من زل زده بود.

قبل از اینکه در اتوبوس بسته بشه رومو برگردوندم و از مامان و خواهرم برای آخرین بار خداحافظی کردم.همه ی صندلی های اتوبوس پر بود.دنبال جا بودم که دیدم یکی دستمو گرفت. برگشتم و دیدم امیلی جانسون همکلاسی قدیمیمه. اون اینجا چیکار میکنه؟0-0

امیلی یه دختر ترسو و الکی شاده ولی قلب مهربونی داره.من و اون تنها دوستای هم تو دوران ابتدایی بودیم. درواقع به این صورت توصیفش کنم:"پاستیل خرسیه بسته بندی شده"

-هی کارل!!!اینجا چیکار میکنی؟(با جیغ و داد)تو و کمپ مدرسه؟نمیدونستم علاقه داری..

-علاقه دارم؟؟؟اره بابا از شروع سال تحصیلی خودمو واسه امروز آماده میکردم.......*コリラックマ* のデコメ絵文字

-بیا اینجا پیش من بشین.

-منظورت از اینجا پیش من،بغل این خانوم خانومای کناریته؟キャラクター かわいい のデコメ絵文字

-اوو یادم رفت معرفیتون کنم.این الکساندارس(دختر بغل دستیشو نشون داد)

-بعلع میبینمش *コリラックマ* のデコメ絵文字

قشنگ خودشیفتگی از سر و کولش می بارید.اون گفت:

-حسودی نکن عزیزم.خب معلومه امیلی باید منو انتخاب کنه من پولدارترین دختر مدرسم.امیلی باید ممنون باشه اونو به عنوان دوستم انتخاب کردم نه امیلی؟

لامصب عجوزه...-__- چی میگه واسه خودش؟من و امیلی چون مدرسه هامون جدا شد دیگع همو ندیدیم چه ربطی به توی خرفت داره؟خواستم این دهنمو باز کنم و هر چی ازش در میادو به این" تیتیش مامانیه زالوصفت"بگم که جناب آقای مدیر با زبون بی زبونی بهم فهموند که برم بتمرکم سر جام.*コリラックマ* のデコメ絵文字

راهمو کشیدمو رفتم .اتوبوسم دیگه حرکت کرده بود.اتوبوس تند تر میرفت و من هنوزسر پا بودم تا یه جایی برای نشستن پیدا کنم.تنها جای خالی در قعر اتوبوس اون پشت پشتا ردیف اخر بود که فقط یه پسراونجا نشسته بود و کلاه سوشرتش روی سرش بود.خواستم بشینم که اتوبوس رفت روی دست انداز و من تعادلمو از دست دادم و افتادم.درواقع افتادم روی پای همون پسره بنده خدا.وای چه آبروریزی!

از خجالت لپام سرخ شده بود.به معنای کامل نابود شده بودم.سرمو بلند کردم.چشمای آبی براقش از زیر کلاهش معلوم بود و نظرمو جلب کرد با تعجب منو نگاه کرد.خودم رو جم و جور کردم و بلند شدم.همه داشتن منو نگاه میکردن.آروم گفتم ببخشید،کیفمو از روی زمین برداشتم،روی صندلی کنارش نشستم و یدونه محکم کوبیدم به سرم.عجب ورود باورنکردنی بود خاک تو سرت دختر.

چند دقیقه بعد همون آقای "دلقک ل ژ" با یه میکروفن بلند شد و شروع به حرف زدن کرد:سلام به همه ی سفیران هیجان،خوش آمدید!استفان گرین

مدیرتون هستم و خانم مارگارت هم که راهنمای شما هستند.(اون مشاوره مدرسمون بود یه خانم قدبلند عینکی و بلوند)

اول از همه اسم هر 13 نفرتون رو میخونم:الویس اسپروز،میراندا هیل،اسکارلت جیمز،الکساندرا مارتین،چارلی اسمیت، امیلی جانسون،جید ریمین،جاستین فلیپ،شریل میچل،تیلور هاوکینگ،رابرت اندرسون،دنیل ترنر و کارمل کاپر...

-کارولین کوپر:{

-کارمل بیش تر بهت میادا.

-بین این همه اسم چرا باید اسم منو اشت....

-خیلی خب بچه ها حدود 4 ساعت بعد به مقصدمون که دهکده ی ونوس میرسیم.اونجا یه کمپ جنگلی عالی داره.در آخر این سفر هم باید کتاب حشره شناسی که بهتون میدیمو کامل کنین.2 ساعت دیگه هم برای استراحت نگه میداریم.سوالی هست؟.......

اون مردک قلقک الان منو پیش دوازده نفر مسخره کرد؟کارمل؟؟؟من اصلا از این اسم خوشم نمیاد گفته باشم=/ سابقه ی اسممو به باد داد...

兔斯基0063

برای ادامه داستان 5 نظر^*^




دیدگاه : نظرات
برچسب ها: رمان مرگ یا زندگی ? رمان مرگ یا زندگی قسمت 2 ?
آخرین ویرایش: چهارشنبه 16 خرداد 1397 03:19 ب.ظ



]

<

پشتیبانی